از محمود دولت آبادی / کتاب : کلیدر
یک بار است زندگانی. یک بار.
همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم،
همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم،
همان یک بار که سوار بر اسب در دشت تاخت می کنیم،
یک بار.. یک بار و نه بیشتر.
بعد از آن دیگر تمام عمر را ما دنبال همان چیزها می دویم،
بعد از آن دیگر تمام مدت را به دنبال همان طعم اولین زندگانی هستیم.
در پی لذت اول. زندگانی یک بار است، در هر فصل..
+ نوشته شده در ساعت توسط صحاف
|
درود بر تمامی دوستداران شعر وادب 