امروز دوباره به یادخنده هایت 

نامت را بوسیدم با چشمانی که تر بود .

 دوباره دلم  چون کودکی بی تاب بود و فریاد می زد .

دستانم   در خواهش ِ  انگشتانت می لرزید .

من در اضطراب تنهایی دیوانه ای دیوانه تر بودم .

اما تو ...

تو نبودی که بگویی " دوستت دارم "